عبد الله احمديه
251
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بيمار بيست و يكم * در تاريخ 29 / 10 / 1331 بانو فروغ و . به مطب رجوع نمود . بيمار فوق العاده عصبى و مأيوس مىنمود . زيرا مدتى دچار بيمارى كليه شده و معالجات در او هيچ مفيد و مؤثر قرار نگرفته بود . آزمايش ادرارى كه در تاريخ 17 / 10 / 31 در آزمايشگاه مركزى وزارت بهدارى انجام گرفته بود مقدار آلبومين را 10 گرم نشان مىداد كه همين باعث ترس بسيار بيمار شده بود . آثار و نشانههائى كه دال بر ورم كليه باشد در چهره او نمايان نبود . فقط پاها ورم داشتند كه اين ورم تا زانو رسيده بود . غير از اين ناراحتى ديگرى نداشت . ظاهرا مزاج بيمار بسيار حرارتى بود و از همين رو داروهاى مصنوعى با طبيعت او سازگارى نداشتند . طبق اظهار ، پدر اين خانم در جوانى مبتلاء به سيفليس و سوزاك شده و در حال حاضر دچار بواسير بود . مادر به گواتر دچار بود و طبيعتى ملايم و خونسرد داشت . بيمار از وضع شخصى خود چنين حكايت مىكرد : « . . . بيست و چهار سال دارم . در كودكى و در سن يك سالگى تمام پا و ران من زخم شده بود و دائم دچار گلودرد مىشدم . يك بار مبتلاء به بيمارى حصبه گرديدم . ديگر بيمارى خاصى را جز يبوست كه از 14 سالگى تا حال بدان دچار هستم به ياد ندارم . يك دختر 6 و يك پسر 3 ساله دارم . تعجب من اينجاست كه براى زايمان دوم مرتب به بيمارستان مىرفتم و آزمايش ادرار مىكردند . مىگفتند آلبومين ندارى نمىدانم اين مرض طولانى كه نزديك سه ماه است بدان دچار شدهام چطور يكمرتبه گريبانگيرم شد . زياد عصبانى هستم با ديدن كوچكترين چيزى كه مطابق ميلم نباشد عصبانى مىشوم و حال تشنج به من دست مىدهد . بچهها را زياد مىزنم و ناراحت مىشوم . در اين موقع تمام اعصابم مىلرزد و عرق مىريزم . مخصوصا قلبم ناراحت مىشود . فعلا مبتلاء به گواتر هم هستم . »